صحبت با خدا، دلیری و جسارت می خواهد
ما به غبارروبي فضاي موجود و رسيدن به حس هايي تازه تر نياز داریم. بايد از ميراث هايي كه بر ذهنمان سنگيني مي كند فراتر رفته و به تجربه هاي شخصي تري برسيم. ما براي صحبت با خدا، به دليري و جسارت نياز داریم .
نوجوانان ما هنگام نيايش، به راحتي با خدا صحبت نمي كنند و بيش از آن كه با خداوند صميمي و نزديك باشند، رابطه عابد و معبودي را در نياش هايشان قايل مي شوند.

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا
نشسته ام تا شايد صدايم كني

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو
براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن
براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن
براي عشق بمير ولي كسي رو نكش
براي عشق خودت باش ولي خوب باش

و دارم همه دنيا را پاک می کنم.
می ترسم چيزی جز همين پاکن برایم باقی نماند.
آهان يادم رفت:ترس را هم پاک کرده ام!

آهنگ جدید و بسیار زیبای مکامه به نام نرو با دو کیفیت

MP3 128
OGG 56
آهنگ جديد و زيباي علي ماياني بنام واويلا با دو کيفيت
MP3 128
OOG 56
آهنگ جدید و زیبای شهریار و اشکان به نام برق چشمات با دو کیفیت

MP3 128
OGG 56
آهنگ جديد و زيباي راشيد و Zaroora به نام با تو دلم شاده با دو كيفيت

MP3 128
OGG 56
آهنگ جديد و زيباي فردين با نام سكوت عشق با 2 كيفيت

MP3 128
OGG 56
آهنگ جدید و زیبا از امیر پیشه ور به نام پابند با دو کیفیت l Exclusive l

MP3 128
OGG 56
آهنگ جدید و فوق العاده زیبای 7th Arena Band با نام عشق آسان نمود اول با دو کیفیت
( Genre Of Music : Rap-Electronic / Arragment : A.Z.Inc )

MP3 128
7th Arena Band - Eshgh Asan Nemod Aval
OGG 56
زندگی ، هر چه را که بخواهی همان را به تو می دهد
چشمانت را باز کن
دلت را بیدار کن
رویاهایت را صدا کن

مزاحمت های خیابانی چرا؟
سعی کردم علت این مزاحمت ها را بفهمم تا راه حل درستی برای آن پیدا کنم . خب آنچه که با رها شنیده ایم این است که ما ایرانی ها به علت جدایی دو جنس ، یادنمی گیریم که چگونه باید با جنس مخالف ارتباط بر قرار کنیم با دنیا های ذهنی هم بیگانه ایم . جامعه به ما فرصت برقراری رابطه های عاشقانه انسانی و پیدا کردن دوست یا همسر مناسب را نمی دهد . افراد درروابط شان موفق نیستند بنابراین حتی افرادی که همسر یا دوست دارند هم گرفتار همین عقده های جنسی اند . اما چرا فقط مردها زنان را تحقیر می کنند و نه برعکس ؟چون فرهنگ مردسالارانه به مردان می آموزد که زنان ضعیفه گانی پیش نیستند . آنها فقط ابژه لذت های مردانه اند.به قول مالوی سوژه نگاه خیره مذکراند. آنها دیگری اند بنا براین نمی توان با آنها روابطی انسانی برقرار کرد . اثبات مردانگی مرد در گرو تسلط بر زنان و کام جویی ازآنان است

ادامه مطلب
گفت و گوی منو دل
میخندم و غمم را پنهان میکنم
غمهام را توی مشتم جا میکنم
روزها راهی امروز و فردا میکنم
به دل میگم غصه نخور یه همدل پیدا میکنم
دلم میگه هم دل پیدا نمیشه
کسی واسه تو یار نمیشه
بیا به هم دروغ نگیم
خاموش به شو با هم بریم
بریم و تنها بمونیم
تو برام اواز بخونی
ترانه های غم بخون
غم های رنگ با رنگ بخون
عاشق نشو میمیرم
می بندی به زنجیرم
از چشمات خسته شدم 
دست و پا بسته شدم
تیشه به ریشه ام نزن
ای تو عزیز ترین کسم
مشت تو را باز میکنم
غم ها تو اغاز میکنم
اصلا دل تو نیستم
ساکت این جا نشستم
از سینه بیرونم کن
حالا تو داغونم کن
میخوای که بی چاره بشی
تو دشت ها اواره بشی
قناریه قفس شدی
در بست اسیر کس شدی
بیا بریم رها بشیم
با هم و هم صدا بشی
گوش و چشم بسته بشو
با من هم قصه بشو
بزار تو سینت بمونم
قول میدم اروم بشینم
دل به دل کس نده
تو رو من از دست نده
خنده به لبهات میارم
غم هات رو این جا میکارم
تو سینه پنهون میکنم
لب هات رو خندون میکنم
تا خدا زن را به دنیا آفرید
هر چه نیکی بود، یکجا آفرید
مهر و عشق و دوستی را بی شمار
در دل آن هور سیما آفرید
اشک را در چشمهای پاک او
همچو مروارید و در یا آفرید
برق عشق و دوستی و زندگی
در همان چشمان شهلا آفرید
در نبرد زندگی از بهر مرد
غمخور امروز و فردا آفرید
گر چه کالا نیست این موجود خوب
لیک او را همچو کالا آفری
از برای دام دلهای بشر
چهره اش را سخت زیبا آفرید
شیر را در سینه ی او جای داد
باده ی جان را به صهبا آفرید
زندگی در بطن او آغاز کرد
از برای خویش همتا آفرید
بی گمان پروردگار مهربان
هر چه با زن بود والا آفرید
تا که آدم را برون کرد از بهشت
بهر تنهاییش، حوا آفرید
یک جهان همراهی و همزیستی
در دلش پنهان و پیدا آفرید
بوسه اش را لذت شایسته داد
در میان شهد، حلوا آفرید
سرو اندامش بلای جان مرد
سینه اش را دام دلها آفرید
عشق را با جان او ممزوج کرد
روح او را سخت شیدا آفرید
از برای بردن بار گران
دوشهای نازکش را آفرید
بی گمان این گنج بی مانند را
تا نباشد مرد تنها، آفرید

آیا ازدواج یک رابطه ی حداقلی است؟
رابطه های حداکثری بر دو گونه اند. رابطه هایی که جبر نقشی اساسی درآن دارد مثل رابطه ی والدین و فرزندان. که هیچکدام از طرفین حقی برای انتخاب نداشته اند. و رابطه هایی که انتخاب حرف اول را در آن می زند . ازدواج از این نوع ارتباط است. متاسفانه در کشور ما این اختیار اگر در ابتدا هم وجود داشته باشد در ادامه تبدیل به جبر می شود. مرد به سبب مهریه ی بالای همسرش نمی تواند از او جدا شود و زن به واسطه ی انگشت نما شدن در جامعه و اینکه قانون، حق جدایی را برایش در نظر نگرفته مجبور به تمکین می شود. چند نمونه سراغ دارید که زن و مرد بعد از جدایی با هم ارتباط حداقلی داشته باشند. و یا اصلا چند نفر سراغ دارید که بعد از جدایی از هم متنفر نباشند. اگر گذار تان به دادگاههای خانواده افتاده باشد با صحنه هایی مواجه خواهید شد که حتما این سوال را در ذهن تان به وجود می آورد: «آیا واقعاً طرفین دعوا روزی در آغوش هم خوابیده اند.» می گویند «در دعوا حلوا خیرات نمی کنند» اما تا دلتان بخواهد ناسزا و فحش و تهمت است که به هر طرف سرازیر می شود.
اینها از آن نوع ازدواج هایی است که بر تفاهم شکل گرفته اند. جمله ی مسخره ی « ما چقدر با هم تفاهم داریم.» بسیاری از این تفاهمها نتیجه ی تعارف و رودربایستی است.
شاید تعبیر ساده ی بنا کردن زندگی بر پایه تفاوتها همان به رسمیت شناختن اختلاف اتی است که با هم داریم. من تا کنون در محیطی زیسته ام متفاوت از محیط تو، تربیتی متفاوت تر پس نگاهم به دنیا، به هستی، به آدم ها، و به همه چیز با تو فرق خواهد داشت. تنها کافیست هدف مان مشترک باشد همه ی اختلاف ها را می شود به کناری نهاد. فکر کنید زیستن دو نفر هم شکل هم با کلی تشابه، بعد از چند سال چگونه به یک نواختی می رسد. پس می توانیم از همین اختلافات بستری برای ساختن زندگی بهتر استفاده کنیم.
علم به اختلاف نکته ی مهمی است که در عشق های رمانتیک گم می شود. به ظاهر
شاید همه یمان بگوییم اختلافات را می دانیم، اما دانستن تنها کافی نیست، «بگذارید که احساس هوایی بخورد». باید با اختلافات زیست، به آنها فکر کرد و این یعنی زمان. یعنی وقت

